|
به نام آرام دل ها تازگیا چند تا از کلاسامون اینجاست... خاطره ی خوبی داره برام ... ۷/۷/۸۷ همین جا بود که برام یه روز پر خاطره شد ... آشنایی با آدمایی که چند سالی باید باهاشون زندگی کنم تقریبا ... اولین باری که وارد اینجا شدم همون روز بود ... یه حسرت دارم ... میگفتن روز معارفه تو لوله آزمایش گل گذاشته بودن و به یه سری از بچه ها داده بودن به من نرسیده بود ... چه یادگاری قشنگی ! ... دوست دارم این تجربه ها و خاطرات رو با اینکه بعضی وقتا سخت میشه و دوست نداشتنی ... چند تا از امتحانامون رو اینجا دادیم حتی ... امتحان فیزیک ۲ بعد از انتخابات هیچ وقت یادم نمیره ... امتحان ریاضی ۱ ... امتحان شیمی ۲ با اون همه ترس و لرز و راهنمایی مراقبا ... امتحان آزمایشگاه شیمی ۱ ... امتحان آزمایشگاه شیمی ۲ که با راوی جامون افتاده بود اون جلوی جلو ... ۲ تا صندلی گذاشته بودن رو سکو که تقریبا میشه گفت توی تخته بودیم ! ... چه تقلبای خنده داری میکردیم! ... چند تا امتحان دیگه قراره اینجا بدیم؟ ... چند تا خاطره دیگه از اینجا؟ ... به شدت اینجا رو دوست دارم ... الان دلم تنگ شد برای تالار شیمی ! ... -------------------------- خدا بی نهایت است و لامکان و بی زمان . اما به قدر فهم تو کوچک میشود به قدر نیاز تو فرود می آید به قدر آرزوی تو گسترده میشود و به قدر ایمان تو کارگشا میگردد . ملاصدرا + نوشته شده در ششم آبان 1388 توسط تبسم ! |
|